تبليغاتX
دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامشهر

دانشجویان کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامشهر
 
مذهبی - آموزش - جزوه دروس - دانلود - تازه ها - ورزشی و...

ممنون میشم اینو پاک نکنید


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط 



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط مدیر : شاهین نعمتی

محرم نامه  مداحي مرثيه  كليپ ويژه محرم


بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی 1387 توسط 
ابالفضل عباس (ع)

 یه پسر داره  ام بنین ،  تو دنیا تا نداره

   بدون عشق این  آقا ، عشق معنا نداره

 

        اسمش عباس           پُر احساس        موهاش خوشبوتر از یاس

              ابوفاضل               ابوفاضل            یا ابوفاضل ابالفضل

 

   یه قمر داره ام بنین ، حتی فلک نداره

   یوسف مصری هم حتی، اینقدر نمک نداره

 

        مثل ماه ِ              عشقش شاه ِ       یوسف از شرمش تو چاه ِ

             ابوفاضل               ابوفاضل            یا ابوفاضل ابالفضل

 

   یه گوهر داره ام بنین ، که هیچ صدف نداره

   جز امامت چیزی کم از، شاه نجف نداره

 

       قدش طوبی              رخش زیبا          بازوهاش شبیه مولا

           ابوفاضل                 ابوفاضل            یا ابوفاضل ابالفضل


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم دی 1387 توسط امیر تکاور
 

ميان انسان وشرافت رشتهاي باريک وجود دارد و اسم آن قول است  (توماس براس)

شريف ترين دلها دلي است که آزار کسان در آن نباشد  ( زرتشت)

موفق کسي است که با آجر هايي که به سويش پرتاب ميشود يک بناي محکم بسازد.(دانته)

اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه کنيد به دوستان خود محبت کنيد.(بارکر )

سعي کن با محبت دلت رو هميشه سفيد نگه داري به جاي اينکه با کينه اونقدر سياهش کني

که با هيچ سفيد کننده اي نشه پاکش کرد.(مسیب)

براي خدا شماره رند براي اتصال مهم نيست مهم اينه که هميشه سعي کني بهش وصل بشي آخه اون مثل بعضي آدهما خودشو از دسترس خارج نميکنه(مسیب)

سعی نکن تو دنیا جای کسی باشی سعی کن خودت باشی تا دیگران آرزو داشته باشن مثل تو باشن.(مسیب)

بعضی آدمها با کتک آدم نمیشن اما بدترین آدمها با زبون خوش آدم میشن.(مسیب)

 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم دی 1387 توسط محمود مصیب

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 توسط حسین خمامی
ازدواج دو نور

پيامبر(ص) در خانه ي ام سلمه بود. علي عليه السلام داخل منزل شد و سلام کرد و در گوشه اي نشست. از خجالت چهره اش سرخ شده بود. سرش را زير انداخت و ساکت ماند. او نمي توانست تقاضاي خود را بيان کند. پس از مدتي سکوت، پيامبر(ص) فرمود: يا علي! گويا براي خواسته اي نزد من آمده اي که از اظهار آن شرم داري؟

 بدون خجالت حاجت خود را بخواه و مطمئن باش خواسته تو پذيرفت است. علي(ع) پاسخ داد: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد. من در خانه ي تو بزرگ شدم، با مهر تو پروش يافتم، نيکوتر از پدر ومادرم در تربيتم کوشش نمودي، از فيض وجودت هدايت يافتم. اي پيامبر خدا! سوگند بخدا که تو اندوخته ي دنيا و آخرت من هستي.

 اکنون هنگام آن رسيده که تشکيل خانواده دهم تا به وي انس گيرم. و پيش شما آمدم از دختر شما فاطمه خواستگاري کنم، آيا شما او را به عقد من درمي آوريد؟! پيامبر(ص) از پيشنهاد علي(ع) شاد و خوشحال شد و به روي علي(ع) خنديد و فرمود: صبر کن تا نظر فاطمه را جويا شوم. آنگاه نزد فاطمه رفت و فرمود: دخترم، علي بن ابي طالب به خواستگاري تو آمده، آيا اجازه مي دهي تو را به عقدش در آورم؟

فاطمه(س) به خاطر شرم و حيا ساکت ماند، اما حرکتي که ناشي از نارضايتي باشد، از خود بروز نداد. رسول خدا(ص) از سکوت فاطمه رضايت او را دريافت و فرمود« الله اکبر سکوتها رضاها». رسول خدا(ص) با لبي خندان نزد علي(ع) آمد و فرمود: آيا چيزي براي ازدواج داري؟ علي(ع) پاسخ داد: اي رسول خدا، پدر و مادرم فدايت هيچ چيز از شما پوشيده نمانده، تمام ثروتم شمشير و شتر و زرهي بيش نيست.

 پيامبر(ص) فرمود: شتر و شمشير براي کار جهاد مورد نياز توست. همان زره را مهر قرار مي دهم. علي(ع) زره را فروخت و بهاي آن را که عبارت از 480 يا 500 درهم نقره بود. به عنوان مهريه در اختيار پيامبر(ص) گذاشت.

 برگرفته از سایت : www.tebyan.net

ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آذر 1387 توسط مدیر : شاهین نعمتی
 

گنجشک به خدا گفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم و سرپناه بي كسيم بود.طوفان تو آن را از من گرفت.كجاي دنياي تو را گرفته بودم؟

 

خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود.تو خواب بودي باد را گفتم لانه ات را واژگون كند.آنگاه تو از كمين مار پر گشودي!چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه ي محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1387 توسط 

پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم  ندارند
 
عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند

بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند

به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند

محبت کنم به کسانی که محبتی درحقم نکردند

ببخشم کسانی را که هر چه خواستند با من با دلم با احساسم کردند

ومرا در دوردست خودم تنها گذاردند

و من امروز به پایان خودم نزدیکم...

 پروردگارا به من بیاموز در این فر صت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1387 توسط 

در وصف امام

 

شهادت نهمین اختر تابناک امامت و ولایت

بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد

 

یا جواد الائمه

زندگینامه امام جواد در ادامه مطالب



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1387 توسط امیر تکاور

دعا 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم آذر 1387 توسط امیر تکاور

خداجون ...

خدا جون بغضمو بشکن

من دارم دیوونه میشم

خداجون ریشمو بکن

من دارم ویرونه میشم

خیلی سخته پر دردم

خیلی تنهام سرد سردم

خدا جون تنهام نزاری

الهی دورت بگردم 

خدا جون دردامو دیدی

همه حرفامو شنیدی

همیشه مراقبش باش

که نباشه اشک تو چشماش ...!


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان 1387 توسط امیر تکاور
درباره وبلاگ

این وبلاگ به عنوان یک وبلاگ گروهی توسط چند تن از دانشجویان رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر تاسیس شده است
sh.nemati68@yahoo.com