شهریار قنبری میگه به گفته داریوش
مارو باش رو چه درختی اسممونو جامیزاریم ما رو باش
قسمی جز اون دو چشم نا مسلمون که نداریم ما رو باش
به هواداری تو شیشه میخونرو باسنگ شکستیم نارفیق
سنگو شیشه اگه دشمن منو تو که موندگاریم ما روباش
چشم خوشکیده داره به ناودون کوچه حسادت میکنه
مابه این بغض سمج گفته بودیم ابربهاریم ما رو باش
غزل کوچه ی ما غلندرای پیرو عاشق که اینه
فکر تازه عاشق پیاده باش
ما که سواریم
ماروباش
ایناروباش
ادامه مطلب


